یسنا                                                                                             یسنا ، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره

یسنا گلی

شعر های بهاری

سلام دخمل ناز مامان دیگه کم کم زمستون داره تموم میشه و تا هشت روز دیگه بهار میاد و این سومین بهار زندگی تو میشه دخمل نازم.امیدوارم مثل بهار همیشه شاد و سرحال باشی. چند تا شعر خوشمل از بهار واست میزارم تو وبت. دوست دارم بی نهایت یسنا جونممممم   بهار زیبا- بهار- لحاف بهار         متن شعر ها در ادامه مطلب......     کلاغه روی دیوار                              صدا می کرد قار و قار   می گفت خبرخبردار ...
21 اسفند 1390

شعرای خوشمل

  گوگولی مامان بازم چند تا شعر قشنگ واست آماده کردم تا دل دخملم را شاد کنم با خوندنشون. البته این شعرا در ارتباط با سفرمونه عزیز مامان             نهنگ و ماهی - آقای دریا_ زنبور طلایی   متن شعر در ادامه مطلب.........     نهنگ و ماهی درياچه آبي رنگه                                                   &n...
4 اسفند 1390

شعر شعر شعر

سلام به نفس من که عاشق شعر خوندنه و یه عالمه شعرای خوشمل بلده و با کلام شیرین بچگانش واسه مامانی میخونه و مامانی رو شاد میکنه. امروز هم چند تا شعر خوشمل دیگه واست میزارم تو وبلاگت تا حالشو ببری. دوست دارم بی نهایت مورچه سیاه کوچولو- کلاغ قارقاری- بازی موش با گربه    متن شعر در ادامه مطلب.......       مورچه سیاه کوچولو  مورچه  سیاه کوچولو کار می کنه، بار می بره دونه هارو جمع می کنه داخل انبار می بره   مورچه  سیاه کوچولو زیرِ زمین لونه داره تو لونه ی زیرِزمین یه عالمه دونه داره   مورچه  ...
26 بهمن 1390

شعر واسه نفسم

نفس مامان بازم واست شعرای خوشمل جدید پیدا کردم تا بخونم واست و خوشحالت کنم. دوست دارم بی نهایت یسنا جونمممممممممممممممممممممممممممممم                  بع بعی - مارمولک- حلزون خونه ما   متن شعر در ادامه مطلب.......     بع بعی   بع و بع و بع صداش می آد چوپون با بره هاش می آد بره های کوچولو شیطونن و پشمالو بع بع این بره ها خیلی قشنگ و نازه هی می خورند توی دشت سبزه ی خوب و تازه دنیا می آن فصل بهار می رن میون سبزه زار پشم تموم بره ها قهوه ای و سفیده خدای خوب و مهربون اون ها رو ...
8 بهمن 1390

شعر شعر شعر

مامانی تو عاشق این هستی که واست شعر بخونم واسه همین باز چند تا شعر خوشمل گذاشتم تو وبلاگت.الهی مامان به قربونت بره     ٢پر ٢پر ٤پر - مادر بزرگ - ماه و ستاره متن شعر در ادامه مطلب...... ٢پر ٢پر ٤پر ١٠ تا پرستو با هم یكباره پر كشیدند در آسمان آبی پر پر پر پریدند با پر زدن رسیدند به یك درخت گردو یك یكی نشستند به روی شاخه او اتل متل توتوله ده تا پرستو داریم دانه به دانه حالا آنها را می شماریم یك كه خسته تر بود از روی شاخه افتاد خدا كند نیفتد به دست مرد صیاد اتل متل توتوله 9 تا پرستو مانده هر شاخه ای، یكی را به روی خود نشاندهیكی از آن میانه گرسنه بود و پر زد برای ...
26 دی 1390

شعرای خوشمل

شعرای ناز واسه دخمل نازم            عروسک من- پیشی کوچولو- مادربزرگ متن شعر در ادامه مطلب.... عروسک من عروسک قشنگم خوشگله مثل ماهه چشاش به رنگ آبی موهای اون سیاهه با دوتا چشم ‌آبی دنیا رو اون می بینه وقتی که خسته میشه رو دامنم می شینه عروسک قشنگم دستشو داد به دستم بهش میگم عزیزم من مامان تو هستم     پیشی کوچولو پیشی کوچولو دوست داره غذاش چرب و لذیذ باشه یه ماهی کباب شده درسته روی میز باشه پیشی کوچولو دوست داره زرنگ و باهوش باشه هر روز واسه صبحونه ش صاحب یک موش باش...
17 دی 1390

شعرای خوشمل

نفسم بازم چند تا شعر نازه دیگه واسه تو     چهار فصل- حیوانات- میوه ها متن شعر در ادامه مطلب   چهار فصل   من می دونم که هرسال چهارتافصل داره اول اون چهارتا فصل خوب بهاره بهار میاد با شادی سبزه و گل میاره رو شاخه ی درختا برگ تازه میذاره بعد از بهار،تابستون هوای گرمی داره تعطیلات تابستون حال و هوایی داره  بعد از تابستون،پاییز میاد با رنگای شاد برگ درخت می ریزه وقتی که می وزه باد اما زمستون سرد بعد از ...
14 دی 1390

شعر واسه یسنا

 نفس مامان امروز چون خیلی مریضه اصلا حوصله نداره واسه همین چند تا شعر خوشمل واسش خوندم و لالا کرد.حالا هم میزارمشون تو وبلاگش تا حالشو ببره بعدا مهمونی،چشمک بزن ستاره،بارون   مهمونی کنار گل تو باغچه نشستن دو تا زنبور یه مهمونی گرفتن با یه دونه ی انگور خانوم و آقا مورچه رد میشدن از اونجا زنبورای مهربون صدا زدن بفرما! شاپرک و کفشدوزک می پریدن رو گلها زنبورا ی مهربون صدازدن بفرما! کنار باغچه حالا زیاد شدن مهمونا مورچه ها و کفشدوزک شاپرک و زنبورا یه مهمونی گنده دادن اون دو تا زنبور منم بردم براشون دو تا خوشه ی انگور   چشمک بزن ستاره شد ابر پاره پاره   &...
6 دی 1390

چند تا شعر ناز واسه یسنا جونم

جوجه جوجه طلایی- کفشدوزک- موش و خرگوش متن شعر ها در ادامه مطلب   جوجه جوجه طلایی جوجه جوجه طلائی     نوکت سرخ و حنائی   تخم خود را شکستی     چگونه بیرون جستی   گفتا جایم تنگ بود       دیوارش از سنگ بود   نه پنجره نه در داشت   نه کس ز من خبر داشت   دادم به خود یک تکان   مثل رستم قهرمان   تخم خودرا شکستم       اینجوری بیرون جستم     کفشدوزک   کفشدوزک کوچولو   حسابی غصه داره   چون که برای دوختن &n...
4 دی 1390
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به یسنا گلی می باشد